loading...

پاتوق سرا | سرگرمی و تفریحی | دانلود رمان و کتاب

 دانلود رمان دیروزی که امروز رفت نام کتاب : دیروزی که امروز رفت نویسنده : س.سپهر feedback  کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۱٫۲۲ مگا بایت تعداد صفحات : ۲۴۹ خلاصه داستان : م

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
چه زمانی نیاز به تعمیر چرخ گوشت امگا است؟ 0 5 allscalee
گاتر چیست ؟ 0 4 mahboobe
هیلینگ چیست؟ 0 44 urumdental
شکست در زندگی – هر موقع شکست خوردید این مقاله را بخوانید تا بدانید 0 7 sookhtejet
در مورد اصول طراحی نمای ویلاهای مدرن بیشتر بدانید 0 5 sinaks
مواجهه با اتفاقات بد به سبک قوی‌ترین انسان‌ها 0 21 sookhtejet
هر آنچه که باید در مورد ماساژ سیاتیک بدانید 0 7 tipchin
همه آنچه راجع به ثبت شرکتها باید بدانید! 0 8 fekrebartar
هنر تصمیم گیری با 5 راهکار ساده 0 42 sookhtejet
تکنیک های کاربردی برای رسیدن به آرامش درون 0 44 sookhtejet
تله های زندگی آینده مارا چگونه خراب می کنند؟ 0 28 farafekr
معرفی و خرید انواع آب میوه گیری با قیمت مناسب 0 12 allscalee
بهترین پادکست های انگیزشی که باید گوش کنید 0 15 sookhtejet
هر چند وقت یک بار نیاز به اصلاح و شستن سگ خود دارید؟ 0 14 tipchin
در مورد اکانت اپل موزیک و کاربرد و نحوه استفاده از آن بیشتر بدانید 0 16 giftstop
با این 10 تکنیک ساده و راحت در 10 دقیقه زندگیتان را 10 سال به جلو ببرید 0 14 sookhtejet
روانشناسی رنگ هایی که بر زندگی ما انسان ها حکم فرما هستند 0 15 sookhtejet
ماساژ لاغری و خواص آن برای بدن 0 17 tipchin
5 راه کار کلیدی برای جذب پول و ثروت از طریق قانون جذب 0 16 sookhtejet
خرید سبد گل 0 16 shimmergift

دانلود رمان دیروزی که امروز رفت

رسول رادی بازدید : 301 شنبه 01 تير 1392 نظرات (0)

 دانلود رمان دیروزی که امروز رفت

رمان ایرانی و عاشقانه دیروزی که امروز رفت | feedback کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه دیروزی که امروز رفت | feedback کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : دیروزی که امروز رفت

رمان ایرانی و عاشقانه دیروزی که امروز رفت | feedback کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : س.سپهر feedback  کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه دیروزی که امروز رفت | feedback کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۱٫۲۲ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه دیروزی که امروز رفت | feedback کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۲۴۹

رمان ایرانی و عاشقانه دیروزی که امروز رفت | feedback کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

مقدمه از زبان نویسنده :

درست ساعت ۲۲:۴۰ روز هفتم اسفند ماه ۱۳۹۰ تو خونه ی خودم هستم و تصمیم دارم تمام ایده های ذهنم رو تو این کتاب پیاده کنم. میخوام اون چیزی که مدتهاست ذهنم رو مشغول کرده ، بنویسم تا شما هم اونو بخونید و از زندگی و چیزایی که اطرافش هست ، درس بگیرید. آره زندگی! همین زندگی دور و بر ما … همین زندگی ای که به نظر ساده میاد. بچه ای ، بعدش بزرگ میشی و میری مدرسه. بعد هم بسته به مذکر و مؤنث بودنت شرایط زندگی برات فرق میکنه. اگه پسر باشی ، بهتره درست رو ادامه بدی و مدرک خوبی بگیری و بری سربازی و بعدش دنبال کار و زن و بچه و الی آخر … اگرم دختر باشی که بازم بهتره درس بخونی و بعدش پدر مادرت یا اگه خدایی نکرده پدر و مادری نیست ، بزرگترات به فکر جهاز واسه ت باشن و اگه هم شوهر جان اجازه فرمودن ، سر کار میری و زندگیتو با شوهرت شروع میکنی و اگه هم نه! که سر کار نمیری و باز هم زندگیتو با شوهرت شروع میکنی! و باز هم اگه نشد ، سعی میکنی زندگی کنی … زندگی کنی … و زندگی کنی!

حالا قضیه ی شوهر و این چیزا بماند … قضیه ای که من میخوام واسه تون تعریف کنم ، همه ش عین حقیقته و فقط در پیش بردن صحنه های داستان از اینکه طرف الان کجاست یا اسمش چیه یا چه وضعیت روحی جلوی طرف مقابلش یا صحنه ای که واسه ش رخ میده داره ، زاده ی ذهنم هست و مابقی درست خود خود خود حقیقته! همون چیزی که در اطراف ما رخ داده یا در حال رخ دادنه!
اول از همه این رو بگم که داستان ، داستان یک زندگی معمولیه. داستان آدم هایی که تو همین کشور خودمون ، تو همین پایتخت خودمون و بهتر بگم تو مرکز شهرمون زندگی میکنن. افرادی به نظر معمولی با یک زندگی ساده و نون بخور نمیری که وضع شون رو بگذرونه. همین چیزی که همگی با تمام وجودمون داریم حسش میکنیم. از بعضی چیزا خوشحال میشن و از بعضی هاش ناراحت. بالاخره زندگی پستی و بلندی زیاد داره … اما …
اما انگار تو این خانواده یه کم پستی هاش بیشتره. یعنی ممکنه گهگاهی یه سری اتفاق بیفته که یا غیر منتظره ست یا اینکه با بدشانسی اتفاق میفته و باز هم کسی انتظارش رو نداره!
طبیعی هم هست. هیچ کس انتظار اتفاق بد رو نداره. حالا اینایی که میگم به این معنی نیست که همه ی داستان بد پیش میره! نه … قسمتهای خوب و خوش هم داریم. اما … دیگه دیگه …
بگذریم. بریم سر وقت داستان. سعی کردم جوری تعریف کنم که قلمم براتون روون باشه و باهاش غریبگی نکنید. لحن داستان هم اول شخص پسر هست.
هم توش تیکه های شاد داره. هم تیکه های عاشقانه داره. هم وارد قسمتهای غمگینش میشیم و هم دعوا به اوجش میرسه و خلاصه همه رقم اتفاق مثل همه ی زندگی های دور و اطرافمون تو این رمان دیده میشه. زندگی ای درباره یک پسر …! پسری از جنس ایران و ایرانی …! پسری که دوست دارد در میان هم نوعانش زندگی کند ……
پس بریم سراغ داستان دیروزی که امروز رفت که به نظرم بهترین عنوانیه که میشه براش گذاشت……

 

رمان ایرانی و عاشقانه دیروزی که امروز رفت | feedback کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه دیروزی که امروز رفت | feedback کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه دیروزی که امروز رفت | feedback کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از feedback عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1497
  • کل نظرات : 124
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 562
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 62
  • بازدید امروز : 74
  • باردید دیروز : 115
  • گوگل امروز : 7
  • گوگل دیروز : 13
  • بازدید هفته : 189
  • بازدید ماه : 2,647
  • بازدید سال : 42,594
  • بازدید کلی : 12,212,548